Image and video hosting by TinyPic
   شش کلاه تفکر   

 

دکتر ادوارد دی بونو (EDWARD DE BONO)، بنیانگذارنظریه تفکر جانبی است و این واژه را به صورت رسمی به واژه نامه آکسفورد اضافه کرده است. وی به خاطر ارائه روش قدرتمند شش کلاه تفکر، بسیار مشهور است که درهمین راستا، سمینارهای خلاقیت را بنیان گذاشت.

 

هدف شش کلاه تفکر ساده تر کردن تفکر به شکلی است که شخص بتواند به جای اینکه بخواهد تلاش کند همه چیز را در آن واحد به کار گیرد، یک روش ساده شده تفکر را به کار برد. شش کلاه تفکر بیشتر شبیه به چاپ رنگی است. به طوری که هر رنگ به صورت جداگانه چاپ می شود لیکن در آخر، همه با هم تشکیل شکل یا متن رنگی واحدی را می دهند.
روش شش کلاه تفکر برای این طراحی شده است تا فکر انسان را از روشهایی که برای بحث و مجادله معمول هستند به یک روش تهیه نقشه اولیه سوق دهد. بدین ترتیب این روش، تفکر را به یک فرایند دومرحله ای تبدیل می کند. اولین مرحله این است که نقشه تهیه شود. دومین مرحله، مرحله انتخاب مسیر بر روی نقشه تهیه شده است. اگر تهیه نقشه به اندازه کافی خوب باشد، بهترین مسیر نمایان خواهدشد و همان طور که قبلاً گفته شد هریک از کلاههای شش گانه تفکر همانند چاپ رنگی، یک نوع روش فکر کردن را بر روی نقشه می آورد.

 

خصوصیات هر کلاه برای به خاطر سپردن آسان است که ویژگیهای آنها عبارتند از:
تفکر کلاه سفید:
یک رایانه را تصور کنید که واقعیتها و ارقامی که از آن درخواست شده است را به شما می دهد. رایانه یک شیء خنثی و بی طرف است. رایانه هیچ نوع عقیده یا تفسیر و یا توضیحی را پیشنهاد نمی کند. شخص وقتی کلاه سفید بر سر می گذارد باید از کار رایانه پیروی کند.


تفکر کلاه قرمز: برسر گذاشتن کلاه قرمز به شخص متفکر اجازه می دهد تا بگوید: من درباره موضوع موردنظر چنین احساسی دارم. کلاه قرمز به احساسات و عواطف، به عنوان یک قسمت از تفکر، شکل قانونی می دهد.

 

تفکر کلاه سیاه: تفکر کلاه سیاه …مختص قضاوت منفی است. شخصی که دارای تفکر کلاه سیاه است به تمام اشکالات، نواقص و اشتباهات اشاره می کند. او به اینکه چگونه مسئله موردنظر با تجربیات و دانش پذیرفته شده مطابقت ندارد اشاره کرده و نشان می دهد که چرا این مسئله جواب نمی دهد و یا کارا نیست. و همچنین خطرها و ریسکها را نشان می دهد. به طورکلی شخصی که دارای تفکر کلاه سیاه است به نواقص و معایب طرح اشاره دارد.


تفکر کلاه زرد: تفکر کلاه زرد سازنده و مثبت است. کلاه زرد سمبل نور خورشید، روشنایی و خوش بینی است. تفکر کلاه زرد به عنوان قضاوت مثبت درنظـــــر گرفته می شود. همان طور که تفکر کلاه سیاه به عنوان قضاوت منفی درنظر گرفته می شود. این طرزتفکر طیف مثبت را می پوشاند که تغییرات آن ازمسائل منطقی و عملی در یک سو تا رؤیا و امید در سوی دیگر است. تفکر فوق، به دست آوردن سود را جستجو می کند. این تفکر تلاش می کند تا پشتیبان و توجیهات منطقی برای این سود و ارزش پیدا کند. و برمبنای خوش بینی بنا شده است.


تفکر کلاه سبز: کلاه سبز برای تفکرخلاق است. شخصی که این کلاه را به سر می گذارد سعی دارد از اصطلاحات مربوط به تفکر خلاق استفاده کند. حالت ایده آل آن است که هم شخصی که فکر و اظهار عقیده می کند و هم شخص گوش کننده این کلاه را بر سر داشته باشند. رنگ سبز سمبل باروری، رشد و ارزش دانه ها است.جستجو برای راهکارها، یکی از جنبه های زیربنایی تفکر کلاه سبز است و این تفکر در راستای کشف ناشناخته ها حرکت می کند.


تفکر کلاه آبی: کلاه آبی، کلاه کنترل است. شخص دارای کلاه آبی، تفکرات را خود سازمان دهی می کند. تفکر کلاه آبی «تفکر درباره فکرهایی است که نیاز به جستجوی موضوع دارند».
شخصی که کلاه آبی بر سر دارد شبیه به رهبر گروه ارکستر است. این شخص کاربرد سایر کلاهها را تقاضا می کند. او موضوعهایی را تعریف می کند که فکر باید به سوی آن سوق یابد. تفکر فوق مسائل را تعریف می کند و سوالها را شکل می دهد. این تفکر کارهای فکــری که باید تکمیل و انجام شوند را تعیین می کند.

 

منبع : روزنامه اعتماد

                                                                                                     نوروزی

 

 

 

 

 

 

لینک