Image and video hosting by TinyPic
   استراتژی ژاپنی   

Kenichi Ohmae

 شاید تاکنون با شرکت های چینی یا ژاپنی همکاری داشته اید. اگر چنین است، بعد از مدتی متوجه شده اید که کارکنان آنها از نظر هوش و استعداد بسیار معمولی هستند. بعد از آن متعجب می شوید که چطور شرکت آنها اینقدر در بازار مطرح و موفق است ولی کارکنان آنها عادی هستند! به این نتیجه می رسید که بیشتر مدیران و تیم هسته این سازمان ها افرادی توانمند هستند و تواسته اند با هنر مدیریت، از مجموعه افراد عادی شرکت های غیر عادی بسازند. در فرایند جذب کارکنان نیز این شرکت ها کمتر به دنبال افراد نخبه و خاص هستند.  این کاملا برعکس شرکت های ایرانی است. در شرکت های ایرانی همه افراد در فرایند استخدام باید توانایی های خاص داشته باشند. نخبه گرایی در این مرحله به شدت رواج دارد. اما در عمل مجموعه این افراد نخبه از ضعیف ترین شرکت های خارجی نیز بدتر عمل می کنند. در شرکت های غربی نیز نه با این شدت ولی به طور کلی نخبه گرایی وجود دارد.

این مثال کوچکی از تفاوت های بزرگ بین تفاوت محیط کسب و کار و ایده های حاکم در دنیای شرق و دنیای غرب است. هنوز هم بسیاری معتقدند که غرب فلسفه مدیریتی شرق را درک نکرده است و تنها به الگو برداری ناقصی از آن مثل کیفیت، تولید Just in Time (JIT) و ... پرداخته است.

کینیچی اومایی یکی از این افراد است. او که 23 سال در شرکت مشاوره بین المللی مک کینزی کار می کرد دریافت که تفاوت دیدگاه ها در مورد مفهوم استراتژی بین شرق و غرب زیاد و در این مورد بیش از 30 کتاب تالیف کرد.

اومایی –به سبک ژاپنی- دیدگاه های متفاوتی در مورد استراتژی دارد. از نظر او هدف اصلی شرکت باید سود رساندن به مشتریان باشد تا سهامداران. حفظ منافع مشتریان اولویتی بالاتر از هرچیز است و سود سهامداران نتیجه آن است. بنابر این استراتژی های موفق باید مشتری محور باشند.

اومائی با بررسی دنیای متفاوت ژاپنی، در کتاب معروف تفکر استراتژیست (The Mind of Strategist) شرکت های موفق ژاپنی مثل هوندا، تویوتا، ماتسوشیتا و ... را بررسی کرد و با نظریه پردازی در این مورد چهار استراتژی زیر را برای دستیابی به مزیت رقابتی مشخص کرد:

1-      استفاده از عوامل کلیدی

2-      بهره برداری بیشتر از عوامل کلیدی

3-      خلق عوامل کلیدی جدید

4-      خلق بازار های کلیدی

بعد ها اومائی دیدگاه خود را وسیع تر کرد و تدوین استراتژی را با توجه به محیط جهانی تبیین کرد. او در کتاب جهان بدون مرز (The Borderless World, 1990) ایده های جالبی در مورد افق های وسیع شرکت ها تببین کرد و به یک چهره سرشناس بین المللی تبدیل شد تا جایی که در سال 1994 به عنوان یکی از 5 غول مدیریت جهان معرفی شد.

اومائی دکتری مهندسی هسته ای از MIT دارد و تنها متفکر مدیریت ژاپن است که در سطح جهانی مطرح است.

پا نویس 1: اومائی کتابی دارد به نام پایان دولت ملی (The End of Nation State) که به اندازه کتاب ژاپنی دیگری به نام پایان تاریخ (The end of History) نوشته فوکویاما ناقص و خام است. اما به همان اندازه مشهور است!!!

 

لینک