Image and video hosting by TinyPic
   نظریه گشتالت   

Max Wertheimer

وقتی به فیلمی تماشا می کنیم فراموش می کنیم که فیلم از تصاویر ثابتی ساخته شده است که با سرعت حرکت می کنند. در واقع حرکت ها ساخته و پرداخته ذهن ماست و در دنیای بیرون آن تصاویر حرکت نمی کنند!!!

این تجربه ساده، که توسط ماکس ورتیمر (Max Wertheimer) شناخته شد، تاثیر عمیقی در روانشناسی یادگیری گذاشت. بر این اساس ذهنیات ما انگاره هایی هستند که ساخته و پرداخته تجربیات قبلی ما و واقعیات امروز و البته مغز ماست. در زبان آلمانی گشتالت (Gestalt) به معنی انگاره است. طبق نظریه گشتالت ما دنیا را در کل‌های معنی‌دار تجربه می‌کنیم و محرک‌های جداگانه را نمی‌بینیم و کلا هرآنچه می‌بینیم محرک‌های ترکیب یافته در گشتالت هایی است که برای ما معنی دارند.

نظریه یادگیری مبتنی بر گشتالت ها، یکی از تئوری های یادگیری است که بر اساس شناخت کل و دیدگاه سیستمی یادگیری را توجیه می کند. یکی از کاربرد های این نظریه توجیه منحنی یادگیری است. اگر نسبت مهارت یادگرفته شده را با زمان صرف شده برای یک موضوع (مثلا دوچرخه سواری) بر روی نمودار بیاوریم، شکلی مانند زیر حاصل می شود.

نقطه عطف در منحنی یادگیری یا همان نقطه گذر آشوبناک

به عبارتی یادگیری تقریبا ناگهانی رخ می دهد! در نقطه خاصی مهارت دوچرخه سوار به شدت زیاد می شود. این خصوصیت با دیدگاه سیستم های خطی و رویکرد تقلیل گرایی قابل توجیه نیست. یادگیرنده با ادراک تدریجی از واقعیت گشتالت خود را می سازد و وقتی با سعی و خطاهای متعدد درون مغزش موفق شد گشتالت را بسازد، می تواند اعضاء بدنش را به شکل مناسب دوچرخه سواری کنترل کند و به عبارتی از نقطه Knock منحنی یادگیری می گذرد.

توجه کنید که هوش و خلاقیت نیز پدیده هایی هستند که جلوه بیرونی آنها ناگهانی است. نقطه Knock در نظریه آشوب دقیقا همان نقطه عبور آشوبناک سیستم است. نظریه آشوب به خوبی می تواند این فرایند گذر و تغییر را شرح دهد.

از روی منحنی یادگیری و با توجه به دیدگاه نظریه آشوب به راحتی می توان فهمید که چرا مدیران ارشد از گذر آشوبناک می ترسند و نگران نحوه کنترل فرایند ها پس از آن هستند. البته گذر آشوبناک همواره رو به بهبود نیست، شاید ناگهان سیستم را به مهلکه ای بزرگ بیندازد. یکی از گذر های آشوبناک رایج، رشد نامتقارن سازمان است. رشد نامتقارن سازمان به معنی رشد سریع بخش متحول شده (مثلا بخش فروش) و رشد کند یا توقف بخش های دیگر (مثلا بخش تولید) است. این عدم تقارن یا به قول پیتر سنگه شکاف باز سازمانی یک فرایند با بازخورد مثبت و غیر خطی است که تاکنون سازمان های زیادی را در مدت کوتاهی به ورشکستگی رسانده است.

 

لینک