Image and video hosting by TinyPic
   قوی سیاه و موانع تحول سازمانی   

بار ها شده است که ایده ای را برای تغییر سازمان مطرح کرده ایم و فکر می کردیم درستی این ایده اظهر من الشمس است. اما وقتی آنرا با مدیران و سکانداران اصلی تحول در میان می گذاریم با انواع بهانه ها و برخی اثرات منفی کاربرد آن ایده مواجه می شویم.

موضوع آنجا بغرنج می شود که مدتی از طرح ما می گذرد و ناگهان می شنویم که تحولی بسیار جدی و مهم توسط مدیران ارشد سازمان گزارش می شود. وقتی کند و کاو می کنیم می بینیم که همان ایده ما با کمی تغییرات جزئی به عنوان زیر بنای تحول فوق مطرح شده است! این ایده جدید توسط شخصی که به ظاهر حتی صلاحیت طرح آن موضوع را نداشته است یا حتی فردی که قبلا موضوع را از ما شنیده است بیان می شود.

ممکن است برخی فکر کنند که طراح ایده رابطه دوستی با مدیران ارشد داشته است یا با چاپلوسی موضوع را به نام خودش جا انداخته است. هر چند این حدس ها غیر محتمل نیست اما معمولا یک نکته فراموش می شود.

آن نکته بسیار کلیدی و مهم این است که فرد ارائه دهنده ایده، با شناخت دقیقتر و روشنتر نظام فکری مدیران ارشد، توانسته ایده جدید را به نحو سازگاری با آن نظام مطرح کند. احتمالا از کلمات و عبارات آشناتر استفاده کرده و حساسیت ها و انسداد های فکری مدیران را شناخته است.

یعنی به طور خلاصه توانسته وجود قوی سیاه را در ذهن مدیران به عنوان یک موضوع ساده و ممکن جا بیندازد. این توانایی کمی نیست!

یکی از موانع تغییر و تحول سازمانی به طور خیلی ساده، ناهمزبانی است.

مثال عملی: در شرکتی کار می کردم و وقتی راجع به ویژگی های مثبت سیستم جدیدا طراحی شده برای مدیران ارشد صحبت می کردم می دیدم با بی حوصلگی منتظر تمام شدن صحبت های من هستند و بعد هم بلافاصله موضوع بحث را عوض می کردند (از نشانه های عدم تفاهم!)

اما همین موضوع در مورد یکی از دوستان جدید کاملا به صورت دیگری بود. چند روز بعد از جلسه ایشان با مدیران، شاهد بودیم که یک جلسه عمومی برگزار می شد و از ویژگی های جدید سیستم طراحی شده به عنوان موفقیت های بزرگ و مهم شرکت یاد می شد! مدیران با افتخار، همان حرف هایی که من فکر می کردم اصلا نمی فهمند را بعضا با اصطلاحات تخصصی می گفتند و به به و چه چهی آنچنانی راه می انداختند.

کم کم فهمیدم که این دوست جدید ما بهتر از خود ما می تواند محصول طراحی شده ما را معرفی کند. بهتر می تواند ویژگی های آنرا به رخ بکشاند و هر چند طراح خوبی نیست اما فروشنده بسیار خوبی است! هنری که کمتر یافت می شود و استعداد خاص و کمیابی می خواهد.

مدتی بعد با دقت در کلمات و عباراتی که ایشان به کار می بردند کمی از مشکلاتمان در زمینه ارائه موضوع کم شد ولی فهمیدیم که بازاریابی و فروش گاو نر می خواهد و مرد خفن!

 

لینک