Image and video hosting by TinyPic
   قوی سیاه و باور های ما   

در وبلاگ آنتی تز موضوع بسیار جالبی مطرح شده بود که حیف دیدم شما آنرا نخوانید. موضوع مثال آشکاری در کاربرد تفکر سیستمی در تحلیل یک مسئله است:
 
تا قرن نوزدهم باور عمومی این بود که تمام قوها سفید هستند. اما وقتی پای اروپاییان به قاره تازه کشف شده اقیانوسیه رسید، علاوه بر کشف بسیاری چیزهای دیگر، با قوی سیاه مواجه شدند. خب تغییر عقیده سابق خیلی سخت نبود. از آن به بعد گفته شد قوها دو رنگ دارند؛ سفید و سیاه.

همگی در این تجربه شریکیم که تغییر باورهایمان کاری سهل و ممتنع است. بعضی اوقات به راحتی و تنها با یک دلیل از باوری دست می کشیم، حتی اگر تا پیش از آن به نظر هم درست بوده. اما در سایر اوقات با دهها دلیل محکمترحاضر نیستیم از آنچه که بدان ایمان داریم صرف نظر کنیم. تغییر در یک ایده بیشتر از اینکه به آوردن دلیل بستگی داشته باشد به نقش و جایگاه آن اعتقاد در منطق و جهان‌بینی ما ارتباط دارد. تغییر عقیده درباره قوی سفید کار راحتی است چون این تنها یک باور ساده است. اما اگر همین باور ساده اساس جهان‌بینی ما را بسازد، داستان بسیار متفاوت خواهد شد. اگر منطقِ فهم کسی بر پایه حکمی ساخته شده باشد که صدها دلیل در رد آن نشان دهید، این کار شماست که به نظر عبث و بی نتیجه می رسد. چون اینجا دیگر با یک باور ساده سر‌ و کار ندارید. تغییر یک اعتقاد بنیادین مستلزم تغییر بسیاری باورهای دیگر نیز می‌شود. بنابراین جایگاه و نقش باورهایمان در درک ما از عالم، از میزان درستی و نادرستی آنها مهمتر است. این یکی از چندین مواردی است که موجب می‌شود در گفتگو با دیگران به نتیجه نرسیم. جدا از اینکه اساسا هر گفتگویی هم قابلیت به نتیجه رسیدن را ندارد.


کواین (Quine) فیلسوف آمریکایی معتقد است که در شبکه فهم ما از عالم بسیاری از باورها حاشیه‌ای و در لبه قرار دارند و تنها معدودی در مرکز. باور به وجود قوی سیاه از آن دست اعتقادهای حاشیه‌ای است که به راحتی قابل تجدید نظر است. اما باورهای مرکزی علاوه بر شهامت و آزاداندیشی در نقدشان، اول از همه نیازمند شناسایی توسط خودمان هستند. جالب اینکه وقتی شروع به غربال کردن باورها و عقایدمان می کنیم تازه با موجودی سر تا پا متناقض مواجه می‌شویم که تا پیش از آن عمیقا به درستیِ نگاه و منطق خودش ایمان داشته. این موجود متناقض من و تو هستیم روبروی آیینه ی نقد بیرحمانه و شفاف از خودمان.
لینک