Image and video hosting by TinyPic
   جان آدایر   

اکثر ما رهبران کاریزماتیک را دیده ایم. کسانی که به نحوی عجیب و ظاهرا غیر قابل تقلید بر اطرافیان اثر می گذارند و کارهایشان را با بازدهی بیش از حد تعریف شده و متصور انجام می دهند.

آیا ما هم می توانیم با تقلید و الگو گرفتن از ایشان خصوصیات رهبری پیدا کنیم؟ اگر تجربه کرده باشید متوجه شده اید که کار ساده ای نیست و گاهی آدم در تقلید از دیگران راه رفتن خودش هم یادش می رود!

اما آقای جان آدایر (John Adair) رمز و راز اینکار را تا حد زیادی شناسایی کرده است. طبق نظر ایشان رهبری یک مهارت یادگرفتنی و قابل انتقال است.

آدایر رهبری را یک مهارت متفاوت با مدیریت می داند. رهبری با تشویق و الهام بخشی به کارکنان سرو کار دارد. در صورتی که مدیریت با نظارت و کنترل آنها طرف است. بنابر این مدیر خوب لزوما رهبر خوبی نیست و رهبر خوب هم نمی تواند مدیر خوبی باشد.

آدایر بر اساس تفکر سیستمی یک الگوی رهبری به نام رهبری عمل محور (Action Centered Leadership) را ابداع کرده است. در رهبری عمل محور یا ACL سه عنصر کلیدی وجود دارد: تیم، وظیفه و فرد. رهبر باید بر هر کدام از سه عنصر بالا مطابق قواعد خودش اشراف و هدایت داشته باشد. یعنی باید وظیفه را شناسایی و مدیریت کند، در عین حال تیم را شناسایی و مدیریت کند و در عین حال فرد را شناسایی و مدیریت کند. انجام ضعیف هر کدام از سه قسمت فوق قدرت رهبری را کم می کند.

آدایر می گوید در رهبری اینکه چه کسی رهبری می کند مهم نیست بلکه این مهم است که سازمان چگونه رهبری می شود. رهبری موفق بیشتر به رفتار ها در الگوی سه عاملی بالا متکی است تا به ساختار و تک تک افراد.

نکته دیگر نظریه آدایر این است که او بر خلاف مازلو و هرزبرگ، انگیزش را ناشی از عوامل بیرونی نمی داند و طبق قاعده معروف 50-50 خود، پنجاه درصد انگیزش را درونی و 50 درصد را ناشی از عوامل بیرونی می داند.

صاحب نظران، نظریه به ظاهر ساده اما کارآمد و منعطف آدایر را از نظریه های مهم مدیریت و در ردیف نظریات مازلو و هرزبرگ می دانند.

به نظر من علت عمیق بودن این نظریه –مطابق مدل سازی آقای دکتر فرهنگی- تعریف جدید آن از انسان و نحوه انگیزش اوست.

 

لینک