Image and video hosting by TinyPic
   دو اثر دیگر عدم تقارن اطلاعاتی   

عدم تقارن اطلاعاتی موجب دو اثر دیگر به نام انتخاب وارونه (adverse selection) در قبل از مبادله و مخاطره اخلاقی (moral hazard) بعد از مبادله می شود.

 

انتخاب وارونه

فرض کنید یک شرکت بیمه با بررسی میانگین عمر افراد جامعه محاسباتی انجام داده و میزان ریسک فوت افراد را اندازه گیری می کند و بر اساس آن قیمتی برای فروش بیمه عمر خود در نظر می گیرد. به طور طبیعی افرادی که خود را در معرض خطر نمی بینند تمایل کمتری به بیمه عمر دارند و افرادی که در مورد سلامتی خود نگرانی بیشتری دارند سعی می کنند با خرید بیمه عمر، ریسک خود را کم کنند. بنابر این افراد پر ریسک بیشتر به بیمه مراجعه می کنند. میانگین عمر این افراد کمتر از میانگین عمر عامه مردم است و لذا محاسبات بیمه را به هم می زند.

شرکت بیمه برای مقابله با انتخاب وارونه مجبور است مکانیزم های شناسایی ریسک خود را تقویت کند که بسیار پرهزینه است و از نظر خریداران بیمه عمر هم مطلوبیت ندارد. یک راه دیگر برای شرکت بیمه، ترکیب کردن محصول بیمه عمر خود با سایر محصولات بیمه ای است. مثلا اگر بیمه عمر و پس انداز با هم ترکیب شوند، محصولی بدست می آید که احتمال انتخاب وارونه آن کمتر است، چون جذابیت آن فقط برای افراد پر مخاطره نیست. راه دیگر نیز استراتژی تنوع محصول برای گروه های مختلف مشتریان است به نحوی که قیمت های متفاوتی برای گروه های مختلف در نظر گرفته شود. البته این روش هزینه های سازمانی بیمه را بالا می برد.

 

مخاطره اخلاقی

فرضا کسی اتومبیلش را بیمه سرقت کرده است. این فرد اتومبیلش را در جاهای پر خطر پارک می کند و نگرانی کمی در مورد دزدیده شدن اتومبیلش دارد چون بیمه پولش را می دهد. یعنی پس از فروش بیمه، میانگین ریسک بیمه شده ها بالاتر می رود و محاسبات اولیه بیمه مشکل دار می شود.

بک شکل خاص مخاطره اخلاقی، مسئله کارفرما-کارگزار (principal-agent problem) است. مثلا مالک یک شرکت مدیری را استخدام کرده است (مسئله مالک-مدیر). مالک نمی داند مدیر به خوبی کار می کند یا خیر. مدیر نیز نمی تواند گزارش فعالیت های مثبتش را به خوبی به اطلاع مالک برساند. مخصوصا در ایران اگر مالک به صورت سهامی عام و افراد ناشناس و مردم باشند و مدیر یک دست نشانده دولتی باشد این مشکل حاد تر می شود. سازمان تامین اجتماعی نمونه بارز این مثال است. حق بیمه ای که به زور از مردم گرفته می شود به حساب تامین اجتماعی می رود. تامین اجتماعی با این پول کلان شرکت های خصوصی و شبه خصوصی با بازده بسیار پایین و در بیشتر موارد منفی و با ضرر اداره می کند و از دوستان و خواص مدیری انتخاب می شود که در آن حوزه اصولا تخصصی ندارد. مدیر نیز اگر خوب کار کند، کسی متوجه کارش نمی شود (عدم تقارن اطلاعاتی) و اگر بد کارکند نیز نسبت به کسی یا جایی پاسخگو نیست. چه مکانیزمی برای شفاف سازی این شرکت ها وجود دارد؟ بورس اوراق بهادار! بورس شاخص مناسبی برای شفاف سازی عملکرد شرکت هایی است که در آن مالکان، مدیر نیستند. اما بورس نیز مشکلاتی دارد و نمی توان بسیاری از عملکرد های مدیریتی (مثبت یا منفی) را تنها در شاخص های مالی بورس، نشان داد.

لینک