Image and video hosting by TinyPic
   عدم تقارن اطلاعاتی (Information Asymmetry)   

موضوع عدم تقارن اطلاعاتی که به قضیه لیمو نیز معروف است، توسط آقای آکرلوف در مقاله زیر در سال  1970 مطرح شد و در سال 2001 جایزه نوبل را برای ایشان و دو دانشمند دیگر در این موضوع به ارمغان آورد.

 

The Market for Lemons: Quality Uncertainty and the Market Mechanism

 

 

مشکل چیست؟

وقتی فروشنده ای کالایی به شما می فروشد، از کجا مطمئن هستید کیفیت آن همانطور باشد که میگوید؟ وقتی قرارداد کاری با شرکتی می بندید، چطور مطمئن می شوید که شرکت به تعهداتش و پرداخت مزایای که به شما قول آنرا داده است عمل کند؟ وقتی نزد پزشک می روید چطور خدمات پزشکی وی را ارزیابی می کنید؟ وقتی یک شرکت بیمه کسی را بیمه می کند، چطور ریسک و خطرپذیری وی را محاسبه می کند؟

در تمام این حالات، اطلاعات یک طرف مبادله بیش از طرف دیگر است. یعنی عدم تقارن اطلاعاتی وجود دارد. یکی از راه ها برای انجام مبادله موفق این است که خریدار تلاش کند تا اطلاعات خود را از طرف دیگر یعنی فروشنده و سطح کیفیت خدماتش تا حد ممکن بالا ببرد. اما اینکار همیشه عملی نیست و چندان مقرون به صرفه هم نیست.

 

اثرات عدم تقارن اطلاعاتی

هر چه عدم تقارن اطلاعاتی در یک بازار بیشتر باشد، یا به عبارتی بازار غیر شفاف تر باشد، کارایی آن کمتر خواهد بود و نسبت تعداد مبادلات موفق کاهش خواهد یافت.

فرض کنید یک فروشنده خدمات خوب ارائه کند، او متوجه می شود که دیگر رقبا خدمات پایین تری ارائه می دهند و قیمت کمتری هم به خریدار می دهند و خریدار نیز چون متوجه این امر نیست، از آنها خرید می کند. در این حالت فروشنده سعی می کند سطح خدماتش را آنقدر پایین بیاورد که به مرز اطلاعات خریدار برسد. از طرف دیگر خریدار، چون نمی تواند سطح کیفی خدمات فروشنده را به طور دقیق ارزیابی کند، کیفیت خدمات او را در حد میانگین شرکت های هم رده اش برآورد می کند. بنابر این باز هم از فروشنده هایی که بالاتر از میانگین می فروشند خرید نمی کند و فروشنده های خوب مجبور می شوند کیفیت خدماتشان را پایین تر بیاورند. این ماجرا آنقدر تکرار می شود که بازار به حالت تعادل می رسد و تقریبا همه با یک سطح کیفی و قیمتی خرید و فروش می کنند. در این حالت تعادل، عدم تقارن اطلاعاتی  بسبار کم شده است.

 

مثال واقعی

جالب توجه است که هم اکنون در پاساژ علاءالدین و در بازار تلفن همراه، سیکل های فوق به شدت درحال اجرا است و مشتریان ناراضی از موبایل های تقلبی یا گران قیمت هستند و فروشنده هایی که کالای اصل و با گارانتی معتبر دارند نمی توانند آنرا بفروشند! در این پاساژ بیش از 1000 فروشگاه وجود دارد و 4000 نفر فروشنده در آن کار می کنند.

مدیریت این صنف چه می تواند بکند؟ می تواند سیاست های branding (نام گذاری خاص بر روی کالا ها و گارانتی های معتبر)، اطلاع رسانی از طریق فعالیت های روابط عمومی، ایجاد تعرفه مشخص برای گوشی های معروف و پر طرفدار، تضمین حقوق مصرف کننده توسط ایجاد برگه گارانتی عمومی، ایجاد وب سایت برای تعیین اصالت گوشی ها، ارائه وام به شرکت های معتبر و .... را اجرا کند.

فروشنده های با کالا و خدمات خوب چه می توانند بکنند؟ می توانند با کامل کردن سبد محصولات خود از طیف گوشی های نامرغوب و بی کیفیت و گوشی های معتبر، مشتری را در معرض مقایسه و انخاب قراردهند، می توانند با انواع سیاست های signaling، نظیر قیمت بالاتر، بسته بندی بهتر، تبلیغات بیشتر، خدمات مناسبتر و ... به مشتری علامت دهند که کیفیت آنها بالاتر است. می توانند با چاپ بروشور ها و کاتالوگ ها اطلاع رسانی بیشتری در مورد محصولاتشان کنند و ...

 

قانون لیمو

در آمریکا یکی از روشهای مبارزه با بازارهای غیر شفاف ایجاد نوعی گارانتی ملی با پشتیبانی قانونی معروف به قانون لیمو است. مثلا اگر کسی کالایی بخرد و بعدا مشخص شود که آن کالا نامرغوب بوده است، قانون از او حمایت می کند.

 

اهمیت روز افزون لیمو!

موضوع بازارهای نامتقارن، مسئله بسیار مهمی است که با پیچیده شدن کالاها و خدمات و از طرف دیگر پیچیده شدن مکانیزم مبادله (مثل بازارهای الکترونیکی نظیر ebay)، روز به روز مهمتر می شود و بازیگران بازار یعنی فروشنده ها، خریداران، نهاد های قانونی، مدیریت اصناف و نهایاتا دولت نیاز به راهکار های جدیدتری دارد.

 

لینک