Image and video hosting by TinyPic
   سازمانهای بوفالويی يا سازمانهای غازی   

جین بلاسکو که اکنون با چندین سال سابقه علمی و تجربی در کسب و کار، یکی از مشاورین مهم مدیریت به شمار می رود می گوید : من از میان شرکت های موفق جهان با مدیران 24 شرکت که یک دوره  ده ساله حدود 20 در صد سود سهام عاید سهامداران خود کرده بودند و در امور دیگر نیز در کارشان موفقیت چشم گیری داشتند، مصاحبه ای انجام دادم و در گفتگو با این مدیران که در صنایع مختلف مدیریت می کردند، به چند حقیقت آشکار دست یافتم. راز موفقیت آنها این بود که  اساسا نوع و طبیعت مدیریت و رهبری آنها با دیگران فرق داشت و در واقع شیوه رهبری ، عامل موفقیت آنها بود.  اما همه ی آنها در امور زیر با هم مشترک  بودند:

- آنها برای کار زندگی نمی کنند، بلکه برای زندگی کار می کنند.

- آنها به همه امور زندگی اهمیت می دهند و همه چیز را با هم و با تعادل به پیش می برند، امورمربوط به:  خانواده، امور شخصی، سلامت، معاشرت، ورزش و در نهایت موضوع کسب و کار.

او پس از درک این این نتایج به درون سازمان خود مراجعه می کند و با درک و دیدگاه جدید به بررسی آن  می پردازد و در این بررسی به دو نوع سازمان و تشکیلات اشاره می کند; از آن جا که ویژگی های بوفالو ها و غازها، نتایج مدیریتی جذابی به دست می آورد، او سازمان ها را به دو دسته تقسیم می کند:

1.        سازمان های بوفالویی

2.        سازمان های غازی

 

ویژگی بوفالو ها:

ü       آنها به یک رهبر پای بند و وفادار بوده، همواره پیرو و تابع او هستند.

ü       آنها درست همان کاری را می کنند که به آنها دستور داده شده است.

ü       آنها هرگز سئوال نمی کنند و فقط پیروی می کنند.

ü       بوفالو ها منتظر دستور می شوند و تا دستور نرسد، هیچ کاری نمی کنند.

ü       هیچ کس جای دیگری را پر نمی کند و جلو نمی افتد و مسئولیت نمی پذیرد.

 

ویژگی غازها:

ü       هر غاز هنگام پرواز دسته جمعی، احساس مسئولیت می کند.

ü       هر غاز فقط پیروی محض نمی کند، بلکه وضع خود را در راه می سنجد و تصمیم می گیرد.

ü       هر غاز مسیر پرواز را می داند.

ü      رهبری و جلودار بودن، نوبتی است.

ü       همه غازها تمایل به پذیرش مسئولیت و جلو دار بودن و رهبری را دارند.

ü       غازها در طول پرواز مراقب یک دیگر هستند.

 

بلاسکو می گوید:  وقتی از مطالعه نظام همکاری و زندگی گروهی و مشارکتی غازها آگاه شدم و راز کامیابی این نظام را کشف کردم، به شرکت خود بر گشتم و به همه ی همکارانم دستور پرواز دادم و از آنها خواستم که امروز غازهایی باشند که هم خود از پروازشان لذت ببرند و هم من سازمان کمال یافته تر و آسوده تری را اداره کنم.آری من به آنها اختیار آزادی پرواز دادم و گفتم بوفالوهای من پرواز کنید. غافل از این که بوفالو ها نمی توانند پرواز کنند. به خود گفتم بلاسکو، سازمان تو، یک سازمان بوفالویی است. مگر تو این طور نخواستی که همکارانی مطیع و فرمانبردار داشته باشی که بی چون و چرا از تو تبعیت کنند و به دست و دهان تو نگاه کنند؟ پس اگر غیر از این می خواهی، خودت اول باید تغییر کنی و در این جا بود که به آن حقیقت تلخ یک بار دیگر پی بردم و در گوش من صدا کرد، که:

من باید تغییر کنم، و بعد بوفالوها را تبدیل به غاز کنم و طبیعت آنها را با آ موزش و پرورش، رشد، ایجاد انگیزه، روحیه، اختیار، مسئولیت، اعتماد به نفس و ...تغییر دهم ; پرواز بوفالوها حقیقت تلخی است که همه روزه در اغلب سازمان ها با آن برخورد می کنیم.

 نمی توانیم سازمان غازی داشته باشیم ، ولی خودمان تفکرات و دیدگاههای بوفالویی داشته باشیم. اول باید خودمان و نگرشمان را تغییر دهیم و بهتر این که تغییر را از خودمان شروع کنیم.

م- نوروزی

لینک