Image and video hosting by TinyPic
   سازمان‌های یاد دهنده   

همانطور که می دانید یکی از مهمترین مسائل مدیریتی امروز در زمینه طراحی سازمان، طراحی سازمان یادگیرنده است.

رویکرد سنتی به سازمان، برنامه ریزی سازمان بود. مدتها طول کشید تا صاحب نظران به این نتیجه رسیدند که در دنیای پرشتاب امروز، برنامه ریزی تقریبا غیر ممکن است. برنامه ریزی نیازمند شناسایی کامل از محیط و تمام اتفاقاتی که ممکن است در آینده بیفتد است. به عبارتی اطلاعات زیر لازمه برنامه ریزی است:

۱- شناخت بالا از محیط بسیار پیچیده امروزی

۲- شناخت بالا از سازمان بسیار پیچیده و پویای امروزی

۳- شناخت بالا از هدف مطلوب سازمان

۴- شناخت بالا از راه های رسیدن به هدف

بعد از اینکه اطلاعات بالا فراهم شد، تازه اقدامات برنامه ریزی می تواند شروع شود. اما آیا ۴ مورد بالا قابل حصول است؟!

یکبار دیگر به کل سیستمی که در حال طراحی آن هستیم نگاه کنید:

می خواهیم همه اطلاعات را داشته باشیم و برای همه حالات متصور برنامه ریزی داشته باشیم (حد اکثر در حد Scenario Planning). در واقع می خواهیم از ابتدا به جای سازمان فکر کنیم.

به جای این راه حل سخت، بهتر است فکر کردن و یاد گرفتن را به سازمان یاد دهیم. یعنی سازمانی بسازیم که خودش بتواند فکر کند و یاد بگیرد. البته این کار هم چندان ساده نیست ولی امکان پذیری آن به مراتب از حالت اول بیشتر است.

ایده سازمان یادگیرنده از این موضوعات شروع شده است. یعنی دقیقا از همان نقطه ای که  مینتزبرگ بر روی آن دست گذاشته است و برنامه ریزی را حتی در سطوح استراتژیک به چالش کشانده است.

اما سازمان یاد دهنده، نوع جدیدی از سازمان یادگیرنده است. سازمانی که در آن پویایی های تطبیق با محیط و یادگیری با مکانیزم های یاد دهی در هم آمیخته است.

نوشته آقای مهدی شریعتمداری در وبلاگشان به نام مدیریت در هزاره سوم در آمد جالبی به موضوع است.

لینک