Image and video hosting by TinyPic
   ترم جديد   

دوستان گرامی،

گرد همایی و صحبت با آقای دکتر سید جوادین نیز انجام شد. صحبت های ایشان را نیز شنیدیم. تصمیمتان چیست؟

تصمیمات ممکن:

۱- سکوت، پذیرش و ثبت نام

۲- سکوت، انصراف! (انصراف دسته جمعی خود به خود باعث حذف دوره می شود، حتی اگر عده قلیلی انصراف ندهند. در این صورت دانشکده مجبور است به فکر چاره باشد)

۳- سکوت، درخواست مرخصی تحصیلی (درخواست فوق ریسک مورد ۲ را ندارد ولی منجر به واکنش مناسب دانشکده می شود. حتی اگر دانشکده درخواست را نپذیرد جلو حرکات غیر معقول آتی آن گرفته می شود)

۴- تجمع، داد و فریاد و فرار! (ریسک بالایی دارد و گروه های سوء استفاده کننده نیز وارد کار می شوند. راهکار قابل تکراری هم نیست مخصوصا اگر موفقیت آمیز نباشد. البته قسمت فرار آن با روحیه برخی دوستان عجین است)

۵- تجمع و باز هم تجمع ( دانشکده مجبور به واکنش می شود ولی با شگرد هایی می تواند آنرا به حالت ۴ تبدیل کند. دوستان تند رو  ممکن است کار را خراب کنند و طعمه مناسبی شوند. نیاز به رهبری فکری و مورد قبول در این حالت زیاد است)

۶- گفتگو، نامه نگاری و نهایتا پذیرش (سالم ترین راه که باعث وجدان درد نمی شود و تا حدودی طرفین را نسبت به هم خودمانی تر می کند. مقدمه ای برای خشونتهای آتی طرفین نیز می باشد.) 

۷- گفتگو، نامه نگاری و باز هم نامه نگاری (حرکت در تاریکی، با سر رسیدن تاریخ ثبت نام همه به ریش همه می خندند.)

۸- گفتگو و درخواست گذراندن دروس دانشپذیری در ترم آینده. یعنی تعویق ترم جاری به ترم آتی. (ایجاد مهلت برای تصمیم گیری. رفع فعلی مشکل. احتمال کم پذیرش دانشکده. احتمال زیاد اجماع دانشجویان و پشتیبانی از تصمیم فوق. خطر تقویت دانشکده در موضع خود و نهایتا تحمیل تصمیم غلط وی. موفقیت راهکار فوق به قدرت چانه زنی طرفین بستگی دارد و نوعی معامله است. چانه زن خوبی داریم؟)

۹- هر چه پیش آید خوش آید (مناسب ترین گزینه برای افراد بی حال و البته محتمل ترین حالت برای مردمان جوامع استبداد زده حتی اگر پز روشنفکری نیز بدهند و پشت تلفن یا در محافل امن داد سخن بدهند. به نوعی تبعیت از باد نیز حساب می شود. صحنه های اولیه فیلم معروف --دور از اجتماع خشمگین-- را به یاد می آورد)

به هر حال راهکار های دیگری نیز به نظر می رسد. هر نظری دارید (از کدو تنبلی تا دو آتشه) بگویید تا تکلیف بقیه روشن شود. متاسفانه معمولا خیلی بیش از چیزی که به نظر می آید سرنوشت ما در گرو رفتار های بخردانه یا ابلهانه جمعی است. یاد جمله ای از فیلم سربداران افتادم که یک انگلیسی در مورد ایرانی ها (البته ایرانی های قدیم نه خدای ناکرده ما) می گفت:

« شما ایرانی ها به تنهایی خیلی باهوش هستید ولی وقتی دور هم جمع می شوید خیلی ابلهانه عمل می کنید....»

لینک