Image and video hosting by TinyPic
   نظریه سیستم ها-بخش دوم: تقلیل گرایی و کل گرایی   

دکارت در قرن هفدهم معتقد بود موجودات غیر انسانی را می توان به صورت ماشینی و با کنار هم قرار دادن اجزاء آنها ساخت.

 

یکی از مهمترین بنیان های نظریه سیستم ها، ارتباط بسیار تنگاتنگ اجزاء آن با هم است. روش متداول شناخت هر سیستم به صورت زیر است:

1-      سیستم را به اجزاء تشکیل دهنده آن بشکنید.

2-      هر جزء را به طور مجزا شناسایی و بررسی کنید.

3-      رفتار کلی سیستم را از مجموع رفتار اشیا شناسایی کنید.

 

مثلا برای شناخت یک ساعت، اجزاء آن که عقربه، صفحه و ... است را به تفکیک بررسی می کنیم. برای شناخت مواد شیمیایی آنها را به اجزاء خود یعنی ملکول ها تفکیک می کنیم و متوجه می شویم همه ملکول ها از اتم هایی که تنوع آنها در طبیعت بسیار محدود است تشکیل شده اند (عناصر شیمیایی) و بعد متوجه می شویم که همه اتم ها از سه جزء پایه ای الکترون، پروتون و نوترون تشکیل شده اند.

به این رویکرد، یعنی تفکیک کل سیستم به اجزاء آن، تقلیل گرایی (reductionism) گفته می شود. تقلیل گرایی خدمات بزرگی به علم نوین، مخصوصا در قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم کرده است. اما همه جا کاربرد ندارد. مثلا اگر برای شناخت آب، آنرا به هیدروژن و اکسیژن تقسیم کنیم و خواص این دو را که دو گاز بی رنگ هستند بررسی کنیم نمی توانیم به خواص آب که مایع است پی ببریم.

همانطور که می بینید، در رویکرد سه مرحله ای بالا چیزی از قلم افتاده است. وقتی سیستم را به اجزاء تفکیک می کنیم، رابطه های بین اجزاء را ندیده می گیریم. آیا رابطه ها در بطن اجزا وجود دارند و با شکستن سیستم به اجزاء به ارث می رسند یا اینکه بیرون از اجزاء هستند و قسمتی از ماهیت سیستمند؟

تقلیل گرایی فرض میکند که تنها رابطه موجود بین اجزاء، رابطه علیت است و آن هم در بطن اجزا وجود دارد و با عمل تفکیک، خدشه ای به آن وارد نمی شود.

هر چند ارسطو 2000 سال قبل گفته بود: کل چیزی بیشتر از مجموع اجزاء آن است. یعنی وقتی اجزاء را با هم جمع کنیم به کل نخواهیم رسید! اما این دیدگاه تا قرن بیستم خیلی جدی گرفته نشد.

تجربیات بشر در نیمه دوم قرن بیستم نشان داد که این فرض بالا غلط است. مخصوصا وقتی سیستم پیچیده باشد و ارتباط بین اجزاء زیاد باشد.

امروزه در برابر دیدگاه تقلیل گرایی (reductionism)، دیدگاه کل گرایی (Holism) قرار گرفته است که همه چیز را به هم مرتبط می داند و متکی به قانون علیت نیست.

 

با این توصیف برای شناخت سیستم چکار باید کرد؟

1-      سیستم را به اجزاء تفکیک کنیم ولی روابط را نیز شناسایی کرده و مد نظر داشته باشیم.

2-      سیستم را به اجزاء تفکیک نکنیم!

برای هر دو روش هم مکاتب مختلفی برای بررسی و شناخت به وجود آمده اند. اشکال اصلی روش اول این است که تعداد روابط آنقدر زیاد و پیچیده است که خیلی موارد نمی توان حتی آنها را شمرد!

 

کل گرایی – که اساس تفکر سیستمی است- بیشتر در مورد روش دوم صحبت می کند.

اما چگونه می توان بدون شکستن سیستم به اجزاء، آنرا شناسایی کرد؟!

لینک
   نظریه سیستم ها- بخش اول: مقدمه   

به منظور شناخت بیشتر از نظریه آشوب (chaos theory) باید در ابتدا اطلاعاتی از نظریه سیستم های پیچیده (Complex systems) داشته باشیم. بدین منظور باید با مبانی نظریه عمومی سیستم ها (General System Theory, GST) که شاهکار آقای برتالانفی است عمیق تر بنگریم.

بدین منظور طی مطالبی سلسله وار، مفاهیم بنیادی این نظریه به ظاهر ساده که از تحولات مهم قرن بیستم است و متاسفانه در بیشتر متون مدیریتی بسیار سطحی به آن پرداخته شده است می پردازیم.

 

لینک
   ساعت جهانی   

لینک
   دکتری بدون کنکور   

 

دانشگاه تهران در راستای اجرای مصوبات شورای هدایت استعدادهای درخشان، برای سال تحصیلی    88-87 در رشته هایی که آزمون دوره دکتری آن برگزار شده است، به صورت مازاد بر ظرفیت تعیین شده و با رعایت شرایط دانشجو می پذیرد.

علاقه مندان جهت کسب اطلاعات به اینجا مراجعه نمایند.

لینک
   جنگل ابر   

جنگل ابر را به قلم (!) آقای آیینه چیان در همین چند روز پیش ببینید:

بقیه عکس ها را در سایت ایشان  ملاحظه فرمایید.

پ.ن: معلومه خیلی خوش گذشته!

لینک
   امتحان دکتری حرفه ای   

آزمون تخصصی امتحان دکتری حرفه ای دانشگاه تهران در تاریخ ٢/۵/٨٧ برگزار خواهد شد. علاقه مندان برای کسب اطلاعات بیشتر به اینجا مراجعه نمایند.

مواد امتحانی آزمون:

١- تئوری مدیریت و رفتار سازمانی (ضریب ٣)

٢- فرایند خط مشی گذاری و تصمیم گیری (ضریب ٣)

٣- بازرگانی بین المللی (ضریب ٣)

۴- مدیریت استراتژیک (ضریب ٣)

۵- زبان تخصصی (ضریب ٣)

۶- روش تحقیق و تحقیق در عملیات (ضریب ٢)

متاسفانه از این آزمون خبری نداشتم و نمی دانم منظور از "حرفه ای" دقیقا چیست! دوستان هم که لطف دارند و خبری نمی دهند...

لینک
   قرار ماهانه   

 

قرار بود دوشنبه هر ماه دور هم جمع بشیم. نظرتون در مورد محل وساعتش چیه؟ قاعدتا یک تا یک و نیم ساعت  بعد از ساعت اداری باشه بهتره.

پا نوشت ١: لطفا یکی از دوستان عکس گیرنده (!) عکسی برایم ایمیل کند تا اینجور مواقع با درج آن در سایت بتوانم روی احساسات لطیف (اوه) شما تاثیر بیشتری بگذارم.

پا نوشت ٢: هم دوره ای های سال ١٣٣٧آخ دانشگاه تهران (فکر کنم دانشکده ریاضی) هنوز هم گردهمایی دارند.

پانوشت ٣: عروسی کننده های با معرفت هم بیان این دوشنبه شام بدن. بدیهی است در غیر این صورت اسامی آنها به صورت همزمان از سایت و اخبار ساعت ٢٢:٣٠ صدا و سیما لو داده خواهد شد.

 

 

لینک
   ششمین کنفرانس بین المللی مدیریت   

زمان برگزاری:

۳۰ آذر تا ۲ دی ۱۳۸۷

محور های کنفرانس:

مدیریت کیفیت، بهره وری و تعالی سازمانی

رهبری و رفتار سازمانی

مدیریت تولید، فرایند و عملیات

مدیریت مالی

مدیریت دانش و اطلاعات

برنامه‌ریزی، کنترل و سازماندهی

مدیریت منابع انسانی

مدیریت تکنولوژی، تحقیق و توسعه

مدیریت بازار

حکمرانی

اخلاق و مسئولیت اجتماعی بنگاه

افقهای نوین در مدیریت

 

توجه: ثبت نام دانشجویان با هماهنگی دانشکده های مدیریت و مهندسی صنایع سراسر کشور و طی فراخوان جداگانه انجام خواهد پذیرفت.

لینک
   تحویل تکالیف دکتر فرهنگی   

تکالیف درس دکتر فرهنگی را امروز تا ساعت ١۴:٠٠به ایشان در دفترشان تحویل دهید. در صورت نبودن ایشان می توانید به دفتر ریاست دانشکده آقای بابایی تحویل فرمایید.

توجه داشته باشید که  تعطیلات تابستانی ایشان به زودی شروع خواهد شد.

سلام بنده را نیز به همه دوستان برسانید. متاسفانه امروز نمی توانم در خدمتتان باشم.

لینک
   کارکرد عقاید   

اسکات فیتزجرالد که یکی از بزرگترین نویسندگان قرن بیستم شمرده می شود می گوید:

عقاید ما

در هجده‌سالگی تپه‌هایی هستند که از فراز آن‌ها نگاه می‌کنیم؛

در چهل و پنج سالگی غار هایی هستند که درونشان مخفی می شویم. 

لینک
   اشتباه ملا نصرالدین !   

ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی می‌کرد و مردم او را دست می‌انداختند. دو سکه به او نشان می‌دادند که یکی طلا بود و دیگری نقره. اما ملا همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد. هر روز گروهی زن و مرد می‌آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا همیشه سکه نقره را انتخاب می‌کرد و مردم می خندیدند. تا اینکه مرد مهربانی از راه رسید و از اینکه ملا نصرالدین را آنطور دست می‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اینطوری هم پول بیشتری گیرت می‌آید و هم دیگر دستت نمی‌اندازند. ملا پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمی‌دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن‌هایم. شما نمی‌دانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آورده‌ام! 

 

 شرح حکایت بالا از دیدگاه بازاریابی استراتژیک:
ملا نصرالدین با بهره‌گیری از استراتژی ترکیبی در بازاریابی، یعنی قیمت کمتر و ترویج، کسب و کار «گدایی» خود را رونق می‌بخشد. او از یک طرف هزینه کمتری به مردم تحمیل می‌کرد و از طرف دیگر مردم را تشویق می‌کرد که به او پول دهند
.
«اگر کاری که می کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.»

 

شرح حکایت بالا از دیدگاه سیستمی-اجتماعی:
ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشت. او به خوبی می دانست که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند. او می دانست که مردم، گدایی – یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن-  را دوست ندارند و تحقیر می کنند. در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست آورده است.

«اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنها احتمالا به تو کمک خواهند کرد. »

 

 

 

این مطلب را از سایت دانشجویان فراگیر ورودی ٨۶ گرفته ام. دوستان ما سایت مفیدی دارند که می توانید در آدرس زیر embaut.persianblog.ir آنرا ببینید. در بخش دانلود فایلها ٢، کتاب ها و مقالات خوبی آمده است.

لینک
   Chaos   

هنری آدامز از چهره های سرشناس آمریکا در زمینه تاریخ و علم می گوید:

از آشفتگی زندگی زاییده می شود در حالیکه از نظم عادت به وجود می آید.

لینک
   تحویل تکالیف درس دکتر فرهنگی   

با تلاش دوستان از جمله سرور گرامی آقای لطفی، دکتر فرهنگی تا شنبه ٢٩/۴/٨٧ مهلت تحویل تکالیف را تمدید کردند.

لینک
   ترم دانشپذیری   

از قرار معلوم  و طبق صحبت آقای روشن نفس با خانم عز آبادی  مشکل ترم دانشپذیری مرتفع شده است.

لینک
   تحویل پیشنهاد پایان نامه   

طبق صحبت هایی که آقای روشن نفس با دکتر حقیقی داشته اند، تا دو هفته دیگر می توان پیشنهاد پایان نامه را به دانشکده تحویل داد.

لینک
   تصویب پایان نامه   

از قرار معلوم تا پایان تیر ماه باید پایان نامه ها تصویب شده باشد. چه کسانی اینکار را می توانند بکنند؟

از قول یکی از هم دوره ای ها:

دررابطه با ترم دانشپذیری - خانم نجفی امروز گفتند هنوز هیچ نامه ای از اداره کل دریافت نکردیم که ببینیم توش چه خبره اما دفاع منوط به 2 شرط
1- حداقل 3 ماه از تصویب حکم گذشته باشه
2- تمامی نمرات از جمله نمرات دانش پذیری اوموده باشه
به خاطر داشته باشید که تا 29 واحد درسی را نگذرونده باشید نمی تونید دفاع کنید!
در ضمن حسب فرمایش از تاریخ تحویل پرپوزال هم پرسیدم. به گفته خانم نجفی تا پایان تیر ماه می بایست تصویب شورای تحصیلات تکمیلی را بگیرد تا ایشون بتونن در حذف و اضافه مهر ماه براتون انتخاب واحد کنند.

لینک
   جنگل ابر   

یکی از دوستان هم دوره ای می خواهد اخر این هفته به جنگل ابر برود. فکر می کنم همراه هم بپذیرد. جای ما را خالی کنید. در زیر چند منظره از این جنگل را می بینید.

پیام مدیریتی: تفریح لازمه کار است مشغول تلفن

 

لینک
   عکس ها   

لطفا دوستانی که زحمت کشیدند و تاکنون عکس هایی از دانشجویان فراگیر یا اساتید محترم گرفته اند، سه شنبه در ساعتی که دور هم جمع می شویم (حدودا ساعت ٣:٣٠ دقیقه) عکسها را بیاورند تا از آن کپی گرفته شود.

لینک
   نحوه انتخاب نام برخی شرکتهای کامپیوتری   

Adobe :

اسم رودخانه ای که از پشت منزل مؤسس آن، جان وارناک، عبور می‌کند.

Apple :

میوه مورد علاقه استیو جابز مؤسس و بنیانگذار شرکت اپل، سیب بود و بنابراین اسم     شرکتش را نیز اپل (به معنی سیب ) گذاشت.

Cisco :

مخفف شده کلمه سان فرانسیسکو (San Francisco) است که یکی از بزرگترین شهرهای امریکا است.

Google :

گوگل در ریاضی نام عدد بزرگی است که تشکیل شده است از عدد یک با صد تا صفر جلوی آن. مؤسسین سایت و موتور جستجوی گوگل به شوخی ادعا می‌کنند که این موتور جستجو می‌تواند این تعداد اطلاعات (یعنی یک گوگل اطلاعات ) را مورد پردازش قرار دهد.

 

HP :

شرکت معظم HP توسط دو نفر بنام های بیل هیولت و دیو پاکارد تأسیس شد. این دو نفر برای اینکه شرکت هیولد پاکارد یا پاکارد هیولت نامیده شود مجبور به استفاده از روش قدیمی شیر ـ خط شدند و نتیجه هیولد پاکارد از آب در آمد.

Intel :

از آنجایی که این شرکت از بدو تأسیس با تأکید روی ساخت مدارات مجتمع ایجاد شد نام آن را INTegrated Electronics یا به طور مختصر INTEL نهادند.

Lotus :

میچ کاپور مؤسس شرکت که هندی الاصل بود از حالت لوتوس که یک اصطلاح مدیتیشن متعالی (T.M.) می باشد برای نامگذاری شرکتش استفاده کرد.

Mirosoft :

نام شرکت ابتدا به صورت Micro-soft نوشته می‌شد ولی به مرور زمان به صورت فعلی در آمد. Microsoft مخفف MICROcomputer SOFTware است. دلیل نامگذاری شرکت به این اسم نیز آن است که بیل گیتس مؤسس شرکت آن را با هدف نوشتن و توسعه نرم افزارهای میکروکامپیوتر ها تأسیس کرد.

Oracle :

مؤسس شرکت اوراکل یعنی لری الیسون و باب اوتس قبل از تأسیس شرکت روی پروژه‌ای برای CIA کار می‌کردند . این پروژه که اوراکل نام داشت بنا بود تا با داشتن مقادیر زیادی اطلاعات بتواند تا جواب تمام سؤال‌های پرسیده شده توسط اپراتور را با مراجعه به مخزن اطلاعات بدهد. اوراکل در اساطیر یونانی الهه الهام است. این دو نفر پس از پایان این پروژه شرکتی تأسیس کرده و آن را به همین اسم نامگذاری کردند.

Red Hat :

مؤسس شرکت آقای مارک اوینگ در دوران جوانی از پدربزرگش کلاهی با نوارهای قرمز و سفید دریافت کرده بود ولی در دوران دانشگاه آن را گم کرد . زمانی که اولین نسخة این سیستم عامل آماده شد مارک اوینگ آن را همراه با راهنمای کاربری نرم افزار در اختیار دوستان و هم دانشگاهیش قرار دارد. اولین جمله این راهنمای کاربری « درخواست برای تحویل کلاه قرمز گم شده » بود.

Sony :

Sony از کلمه لاتین Sonus به معنای صدا مشتق شده است.

SUN :

این شرکت معظم توسط چهار تن از فارغ التحصیلان دانشگاه استانفورد تأسیس شد. Sun مخفف عبارت Standford Univercity Network می‌باشد.

Yahoo:

این کلمه برای اولین بار در کتاب سفرهای گالیور مورد استفاده قرار گرفته و به معنی شخصی است که دارای ظاهر و رفتاری زننده است . مؤسسین سایت Yahoo جری یانگ و دیوید فیلو نام سایتشان را Yahoo گذاشتند چون فکر می کردند خودشان هم Yahoo هستند.

 منبع : مجله رایانه                                                                                                 نوروزی

لینک
   نمرات درس تحلیل استراتژی   

نمرات درس تحلیل استراتژی (دکتر منوریان) در سایت دانشکده اعلام شده است. نمرات بین ۵/١٧ تا ٢٠ است.

برای رفتن به سایت دانشکده می توانید از لینک بالای همین صفحه (Management School) استفاده کنید.

لینک
   ترم دانش پذیری   

ظاهرا صحبت هایی بین دانشکده و آموزش عالی در مورد ترم دانش پذیری در حال انجام است.  کسی خبری دارد؟ چه کسی مرتب به دانشکده می رود تا پرس و جویی کند؟

لینک
   تصمیم گیری لوبیایی   

 

روزی از روزها، در یکی از شرکت های صنعتی مدیری توانمند کار می‌کرد که آوازه "تصمیم گیرنده سریع " را با خود یدک می‌کشید. هر زمان که یکی از کارمندان آن شرکت نزد این مدیر می‌آمد و مشکلی را با او در میان می‌گذاشت، مدیر توانمند ما در حالی که با یک دست در جیب و یک دست زیر چانه به سقف خیره می‌شد، اندکی به تفکر می‌پرداخت و سپس سریعاً و با اقتدار کامل پاسخ مثبت یا منفی خود را اعلام می‌کرد به طوری که کارمندان از این همه اعتماد به نفس که در رییس خود می‌دیدند دچار شگفتی می‌شدند.

پس از گذشت چند سال ، با تصمیمات و تدابیر سریعی که این مدیر اتخاذ می‌کرد، شرکت آنها عالی ترین مدارج پیشرفت را پیمود. داستانهای زیادی در مورد توانایی مرموز تصمیم گیری سریع این مدیر نقل می‌شد و حتی کار به دخالت دادن نیرو های فوق طبیعی نیز کشیده شده بود. یک روز، رییس قسمت فروش شرکت نزد او آمد و پس از ارائه طرحی از او خواست نظرش را در باره آن طرح بیان کند. مدیر، پس از برانداز کردن آن طرح و پرسیدن چند سوال، اندکی به تفکر پرداخت و گفت: "طرح خوبی است، آن را به مرحله اجرا در آور". روز دیگری، از مدیر در مورد وضعییت سالن غذا خوری شرکت سوال شد و پیشنهاد گردید که محل آن به جای دیگری تغییر یابد. اما مدیر پس از طرح چند سوال ابراز داشت : "سالن در همان جایی که هست باقی بماند".

تصمیم گیری سریع و موکد و بدون تاخیر و همیشه جواب سریع و صریح دادن از خصوصیات برجسته مدیر توانمند ما بود که سایر مدیران در مورد آن غبطه می‌خوردند. سالها گذشت و آن شرکت با مدیریت آن مدیر، پیشرفتهای زیادی نمود تا اینکه یک روز زمان باز نشستگی او فرا رسید. مدیر جانشین که از تواناییهای مدیر قبلی اطلاع کامل داشت از او خواست که راز موفقیتش را با او در میان بگذارد. مدیرقدیمی با کمال میل حاضر شد که رازش را برملا سازد. این بود که گفت: "راز کار من لوبیاست" . مدیر جدید که کاملا گیج شده بود از او خواست که مسئله را بیشتر توضیح دهد. به همین سبب مدیر قدیمی مقداری لوبیا از جیبش درآورد و پس از اینکه آنها را در این دستش ریخت و دو باره در جیبش قرار داد گفت: "سالها قبل پی بردم که اگر تصمیم گیری در مورد مسئله ای را به عقب بیاندازی آن مسئله بسیار بدتر و مشکل تر از قبل می‌شود. این بود که من روشی را برای تصمیم گیری سریع ابداع نمودم. روش من به این ترتیب بود که پس از تهیه مقداری لوبیا، آنها را در داخل جیبم قراردادم و هر زمان که مجبور بودم در مورد سوالی جواب بله یا نه بدهم مقداری از آن لوبیاها را به اندازه یک مشت بر می‌داشتم و در داخل جیبم شروع به شمارش آنها می‌کردم. اگر مجموع این لوبیاها عددی فرد بود جواب منفی و اگر مجموع آنها زوج بود جواب مثبت می‌دادم ".

مدیر قبلی ادامه داد: "همانطوریکه می‌بینی فرقی نمی کرد که جواب من مثبت باشد یا منفی بلکه چیزی که مهم بود این بود که جریان تصمیم گیری به تعویق نیافتد. البته تصمیمات من گاهی از اوقات غلط از آب در می‌آمد و این امری اجتناب ناپذیر بود. اما، چه درست و چه غلط، تصمیم گیری باید هرچه سریعتر صورت پذیرد تا بتوان انرژی خود را صرف چیزهایی که واقعاً اهمیت دارند نمود". این گونه بود که مدیر جدید نیز همراه با مقداری لوبیا داخل جیبش، پست مدیریت را از آن مدیر توانمند تحویل گرفت .....

نکته مدیریتی

در این حکایت در مورد اهمیت تصمیم گیری سریع و بموقع صحبت شده است. به نظر نویسنده علاوه بر درستی هر تصمیم، اتخاذ تصمیم بموقع نیز اهمیت زیادی دارد بطوری که با درستی تصمیم برابری دارد. عدم تصمیم بموقع بعضی اوقات از تصمیمات صحیح دیرهنگام نیز بدتر است.

منبع : سیلوا، خوزه؛ گلدمن، برت. 1383. کنترل ذهن. ترجمه مجید پزشکی. تهران: نسل نو اندیش.

                                                                                         نوروزی

لینک
   آزمون احراز صلاحیت مشاوره فن آوری اطلاعات   

اولین دوره این آزمون از سوی نظام صنفی رایانه ای کشور در ١٧ مرداد ماه امسال برگزار می شود. هدف اصلی تعیین مشاوران مورد تایید سازمان نظام صنفی است. شایان ذکر است تنها مرجع مشاوره فناوری اطلاعات در ایران فعلا این سازمان است و تایید آن برای خیلی از شرکت های دولتی و خصوصی ارزشمند است. حتی برخی از شرکت های دولتی برای کارهای مرتبط و مشابه مدرک کارشناسی یا کارشناسی ارشد رشته های کامپیوتر را قبول ندارند.

برای کسب اطلاع از منابع آزمون، تاریخ ثبت نام و اطلاعات بیشتر به سایت سازمان (www.irannsr.org) یا اینجا مراجعه کنید.

لینک
   دسترسی به مقالات   

دسترسی به بسیاری از پایگاه های اطلاع رسانی و کتابخانه های دانشگاه های معتبر نیاز به کلمه عبور دارد. اخیرا دوستان دانشگاه شریف زحمت اینکار را کشیده اند! یعنی می توان بدون کلمه عبور به بسیاری از این کتابخانه ها و مقالات دسترسی داشت. به عنوان مثال چند کلمه عبور مجانی در زیر آمده است:

university of indianapolis:

http://kml.uindy.edu:2048/login
kiggins///goirish

Harvard:

http://sfx.hul.harvard.edu/sfx_local/az

فهرست کامل را می توانید در اینجا ببینید. معمولا کلمات عبور این فهرست ها مرتب تغییر می کنند و هکر ها هم مرتب کلمات جدید را پیدا می کنند.

لینک
   آدم های ناجور- قسمت دوم   

تحلیل دینامیک قدرت سازمانی در نشست چالش های مدیریت سازمان های غیردولتی  در اسفند ٨۶ توسط دکتر وطن پرست ارائه شد. این نشست را مدیون دوست خوبمان آقای آینه چیان هستیم و در وبلاگشان نیز در این مورد مطالب خوبی آمده است.

چندی قبل موضوع به صورت مفصل در روزنامه اعتماد چاپ شد. موضوع جالب اینکه ایشان قدرت را به دو نوع قدرت مشارکتی و قدرت استبدادی تقسیم کردند. قدرت استبدادی همانی است که همه می شناسیم و از آن خوشمان نمی آید. قدرت مشارکتی نیز مفهومی شبیه اتحاد دارد و در اثر سینرژی مثبت و همکاری موثر با یکدیگر بروز می یابد.

نظر جالب دکتر وطن پرست در مورد قدرت استبدادی در ادامه آمده است:

قدرت یا آشکار است یا پنهان یا نامحسوس.

قدرت آشکار، قدرتی است که ملموس و بدون پنهان کاری بروز می کند و می تواند ناشی از مقام سازمانی باشد. مثل قدرت مدیر عامل!

قدرت پنهان، ناشی از کانون تصمیم گیری پنهانی است که به طور رسمی در سازمان تعریف نشده است. مثلا قدرت همسر مدیر عامل!!!

قدرت نامحسوس، قدرتی است که بر اثر سیطره یک باور عمومی به وجود آمده است و به صورت ضمنی در تصمیم گیری ها لحاظ می شود. مثل قدرت تلقین و توجیه مدیر عامل!

خلاصه اینکه آدم های ناجور سرو کارشان با قدرت است. یا به عنوان ظالم یا مظلوم...

لینک
   آدم های ناجور-قسمت اول   

چرا برخی کارهای مدرن را نمی توان در جامعه سنتی ما انجام داد؟

چرا برخی کارهای خوب با استقبال عمومی مواجه نمی شوند؟

چرا برخی آدمها در محل کارشان مشکل دارند و مورد پذیرش آنجا نیستند؟

کشف واقعیت های بالا اول داستان غم انگیزی است به نام تحول که البته  اینجا منظور ما تحول از ساختار های سنتی به مدرن است. آدم ها و سیستم های ناجور (از نظر ما مدرن) در تعامل با محیط مشکل دارند. احساس عدم انطباق و راحتی در تعامل با محیط بر خلاف دیدگاه عمومی، می تواند نشان از وجود ارزش هایی باشد. چطور این ارزش را اندازه گیری کنیم؟ می توان میانگین کلی عدم تطابق سازمانها با محیطشان را به شکل هایی اندازه گیری کرد. هر چه عدم تطابق بالاتر رود، گردش کار در سیستم ضعیف تر است.

سرعت ارتباطات اقتصادی در محیط کسب و کار را می توان توسط متغیر های مختلفی مثل سرعت تبادلات در بازار بورس، میزان گردش مالی در شعب بانک ها، سرعت تاسیس و انحلال شرکت ها، نسبت تعداد تلفن های مناطق فعال اقتصادی به مناطق مسکونی و .... سنجید. آنچه مسلم است در ایران، این سرعت کم است. اما چرا؟

از زاویه نظریه بازی ها، تعاملات بین سازمانی به حالت تعادل نسبی رسیده است و خروج از حالت تعادل درست مثل بیرون رفتن یک الکترون از مدار نزدیک به هسته به مدار دورتر از هسته انرژی بسیار زیادی لازم دارد (مثال برای روشن تر کردن مطلب است یا پیچاندن مخاطب؟)

به عبارتی سیستم کلی تعاملات به یک حالت پایدار رسیده است که ناشی از عملکرد متغیر های اصلی و بنیانی سیستم است. اگر کسی بخواهد خلاف این حالت تعادل عمل کند با مقاومت زیادی از جانب جزء جزء سیستم مواجه می شود. این مقاومت در سازمان های انسانی عمدتا از جانب مدیریت که اهرم های قدرت سازمانی را دارد نشات می گیرد. البته کانونهای قدرت دیگری هم در سازمان وجود دارد که همه در درسهایمان خوانده ایم و در محل کار چشیده ایم.

کانون قدرت در سازمان چطور تشکیل می شود؟ چطور برای پایداری اش تلاش می کند و چطور جلوی تحولات مدرن را می گیرد؟

لینک
   برنده و بازنده- قسمت دوم   

برنده آنچه را که ضرورت دارد، با متانت لازم انجام می دهد، و توان خود را برای راه حل هایی ذخیره می کند که، در آنها از حق انتخاب برخوردار است
بازنده آنچه را که ضرورت دارد، با حالتی اعتراض آمیز انجام می دهد، و هیچ توان و نیرویی را برای گرفتن تصمیمات اخلاقی مهم باقی نمی گذارد

.برنده ارزش های اخلاقی را، به عنوان تنها منبع قدرت حقیقی می شناسد
.بازنده چون در باطن ، برای ارزشهای اخلاقی احترام اندکی قایل است، بیش از ظرفیت خویش در جهت کسب منابع قدرت بیرونی تلاش میکند


برنده سعی میکند که رفتارهای خود را براساس نتایج منطقی آنها قضاوت کند، و رفتارهای دیگران را، براساس قصد و نیت آنها ارزیابی کند
بازنده رفتارهای خود را براساس قصد و نیت خویش و رفتارهای دیگران را براساس نتایج آنها ارزیابی میکند
.برنده در برابر افراد سودمند و ناتوان، یکسان عمل میکند
.بازنده به تملق قدرتمندان پرداخته و ضعفا را تحقیر میکند
برنده حتی زمانی که دیگران وی را به عنوان یک خبره می شناسند، می داند که، هنوز خیلی چیزها را نمیداند
بازنده میخواهد که دیگران او را یک خبره بدانند، و این نکته که : «بسیار کم می داند» را، هنوز نیاموخته است
برنده هنگامی که می بیند راهی را که در پیش گرفته است، با مسیر زندگانی او سازگار نیست، هراس از ترک کردن آن ، ندارد
بازنده «نیمه ی راهی » را در پیش گرفته و به آن ، ادامه می دهد، و اهمیتی نمیدهد که به کجا منتهی می شود

لینک
   مصاحبه دکتری   

نتایج امتحان کتبی دکتری دانشگاه تهران مشخص شده است. برای هر گرایش هشت نفر به مصاحبه در تاریخ دهم و یازدهم تیر ماه دعوت شده اند که از میان آنها پنج نفر برای شروع دوره در مهر ماه پذیرفته خواهند شد.

اسامی پذیرفته شدگان را می توانید در اینجا ببینید.

لینک
   برنده و بازنده   

سیدنی . جی . هریس نویسنده ای سرشناس و واقع گراست که برای موفقیت، راه هایی ساده پیشنهاد می کند. برای برخی از مردم برنده شدن هدف زندگی است. به نظر من اگر هدفتان برنده شدن نیست خیلی خوش به حالتان است چون فهمیده اید که برنده شدن خیلی هم چیز مهمی نیست! جدی می گم!!! به هر حال مطالب احتمالا تکراری زیر هنوز هم آدم را به فکر می اندازد.

 

 

برنده متعهد می شود.

بازنده وعده می دهد.

 

وقتی برنده ای مرتکب اشتباه میشود، میگوید: اشتباه کردم

وقتی بازنده ای مرتکب اشتباه میشود، میگوید: تقصیر من نبود

 

برنده بیش از بازنده کار انجام میدهد و در انتها باز هم وقت دارد

بازنده همیشه آنقدر گرفتار است که نمیتواند به کارهای ضروری به پردازد

 

هراس برنده از باختن به آن اندازه نیست که بازنده باطناً از برنده شدن دارد.

 

برنده به بررسی دقیق یک مشکل می پردازد.

بازنده از کنار مشکل گذشته و آن را حل نشده رها میکند.

 

برنده میگوید: بیا برای مشکل راه حلی پیدا کنیم.

بازنده میگوید: هیچ کس راه حلی را نمیداند.

 

برنده می داند به خاطر چه چیزی پیکار میکند و بر سر چه چیزی توافق و سازش نماید.

بازنده آن جا که نباید، سازش میکند، و به خاطر چیزی که ارزش ندارد، مبارزه میکند.


برنده با جبران اشتباهش، تاسف و پشیمانی خود را نشان میدهد.

بازنده می گوید: «متاسفم»، اما در آینده اشتباه خود را تکرار میکند.

 

برنده مورد تحسین واقع شدن را به دوست داشته شدن ترجیح میدهد، هر چند که هر دو حالت را مد نظر دارد.

بازنده دوست داشتنی بودن را، به مورد تحسین واقع شدن ترجیح میدهد، حتی اگر بهای آن خفت و خواری باشد.

 

برنده گوش می دهد.

بازنده فقط منتظر رسیدن نوبت خود، برای حرف زدن است.

 

برنده از میانه روی و نرمش خود احساس قدرت میکند.

بازنده هرگز میانه رو و معتدل نیست گاهی از موضع ضعف، و گاهی همچون ستمگران فرو دست رفتار میکند.


برنده میگوید، باید راه بهتری هم وجود داشته باشد.

بازنده میگوید، تا بوده همین بوده و تا هست همین است.

 

برنده به افراد برتر از خود، احترام میگذارد، و سعی میکند تا از آنان چیزی بیاموزد.

بازنده از افراد برتر از خود، خشم و نفرت داشته و در پی یافتن نقاط ضعف آنان است.

 

برنده گامهای متعادلی بر میدارد.

بازنده دو نوع سرعت دارد، یا خیلی تند و یا خیلی کند.

 

تحمل شنیدنش بیش از این سخت برایم سخت است! برنده می گوید باز هم در این موارد بگو. بازنده می گوید دیگه نمی تونم!

 

(ادامه دارد...)

لینک
   آخرین دوشنبه   

همانطور که می دانید، قرارمان به طور پیش فرض برای گرد هم آیی ماهانه، آخرین دوشنبه شب هر ماه است. 25 تیر ماه برای تحویل تکالیف درس دکتر فرهنگی به دانشکده می آییم. آقای عابدی پیشنهاد دارند گرد همایی در همین روز باشد. اگر دوستان مایل باشند دکتر فرهنگی را نیز دعوت کنیم.

لینک