Image and video hosting by TinyPic
   کوهنورد   

کوهنوردی قصد داشت بلندترین کوه ها را فتح کند . او پس از تلاش برای آماده سازی خود ، ماجراجویی را آغاز کرد امّا از آنجا که دوست داشت افتخار این کار را خودش کسب کند ، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود . او تمام روز از کوه بالا رفت . خورشید کم کم غروب کرد و شب , بلندی های کوه را در برگرفت . کوهنورد ، دیگر چیزی نمی دید همه جا سیاه و تاریک بود . ابر، ماه و ستاره ها را پوشانده بود و او اصلا" دید نداشت ، امّا به راه خود ادامه می داد و از کوه بالا می رفت ، چند قدم دیگر مانده بود تا به قلّه کوه برسد که پایش لغزید و سقوط کرد .

در حالی که به سرعت سقوط می کرد فقط لکه های سیاهی را می دید و حس وحشتناک بلعیده شدن توسط قوه جاذبه او را در برگرفته بود . همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترسناک همه اتفاق های خوب و بد زندگی را به یاد می آورد . فکر می کرد مرگ چقدر به او نزدیک شده است . ناگهان احساس کرد طنابی دور کمرش محکم شد . طناب , بدنش را بین زمین و آسمان معلق نگه داشته بود . تاب می خورد و سپس آرام بدون حرکت می ماند . ترس زیادی در جان او رسوخ کرده بود .

دیگر چاره ای نداشت جز آنکه فریاد بکشد:

 « خدایا کمکم کن ! »

 ناگهان صدای پُر طنین در وجودش طنین انداخت :

  « از من چه می خواهی ؟ »    

 -  ای خدا نجاتم بده !.

  آیا واقعا" فکر می کنی که من می توانم تو را نجات دهم ؟

 -  البته باور دارم که تو می توانی نجاتم دهی .

 اگر باور داری طناب دور کمرت را پاره کن .

یک لحظه سکوت برقرار شد .  اما مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد .

روز بعد گروه نجات گزارش کردند که کوهنورد یخ زده ای را پیدا کردند که از یک طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود . امّا او فقط یک متر با زمین فاصله داشت ! !

 

لینک
   مردی با تکنیک های افسانه ای در مدیریت   

«Jack Welch» روش نوینی در نحوه­ی اداره­ی شرکتها و کمپانی های بزرگ ابداع کرد که امروزه بسیاری از مدیران بزرگ فارغ از اصول فرسوده و سنتی پیشین، به راحتی کنترل امور مرزهای تجاری خود را در دست گرفته و با سرعتی باورنکردنی به سوی پیشرفت و توسعه پیش می روند. تکنیک های افسانه ای مدیریت " Welch" به گونه ای است که هر مدیری را درهر قلمرویی به اوج می رساند. او خود نمونه­ی بارز و موفق تکنیکهای "Welch" است که در سن ۴۴ سالگی کنترل تمامی امور کمپانی بزرگ و نامداری چون جنرال الکتریک آمریکا را در اختیار گرفت و عنوان جوان ترین مدیر یکی از بزرگترین شرکت های ایالات متحده را از آن خود نمود.

 "John Frances Welch Jr" در سال ۱۹۳۵ در ایالات "ماساچوست" آمریکا به دنیا آمد. در سال ۱۹۵۷ مدرک مهندسی شیمی خود را از دانشگاه همان ایالت دریافت کرد و پس از آن به سرعت به ادامه­ی تحصیل مشغول شد و توانست در کوتاه ترین زمان ممکن دکترای این رشته را از دانشگاه Illinois"" دریافت نماید.
بلافاصله پس از فراغت از تحصیل یعنی در سال
۱۹۶۰، " Welch" به کمپانی " جنرال الکتریک " پیوست و مشغول به کار شد ؛ اما یک سال بعد تصمیم به ترک این کمپانی گرفت. او که از بدو ورود به این مکان با نحوه­ی ارتقاء شغلی کارکنان و برخی روشهای مدیریتی مشکل داشت، پس از یک سال فعالیت با دریافت پیشنهاد کار در یک شرکت "شیمی معدن" با جدیت تمام تصمیم به ترک جنرال الکتریک گرفت.

دریافت حقوق ۵۰۰/۱۰ دلار برای یک مهندس جوان و تازه کار اگرچه ایده آل به نظر می رسید، اما او سوای مسائل مادی به روحیات حاکم بر محیط کارش بیشتر اهمیت می داد. به هر ترتیبی که بود تا یک سال توانست این شرایط را تحمل نماید اما به محض دریافت پیشنهاد جدید از شرکتی دیگر، تصمیمش جدی تر شد.

هنگامی که "
Welch" تصمیمش را برای مسئول رده بالایش، "Reuben Gutoff" مطرح کرد، با عکس العمل عجیبی روبه رو شد. او که تا پیش از این تصور می کرد، "Gutoff" از شکایت های هر روزه­ی "Welch" در مورد نحوه­ی بوروکراسی دست و پاگیر کمپانی خسته شده است و با شنیدن تصمیم او بسیار خوشحال خواهد شد، به ناگاه با عکس العمل شدید او مبنی بر عدم اجازه به وی برای چنین کاری روبه رو شد.

                               

"
Gutoff" که خود مدیری جوان و لایق در آن بخش به حساب می آمد، به خوبی می دانست که وجود  افرادی متخصص چون "Welch" برای جنرال الکتریک سرمایه ای بی کران محسوب می شوند و از دست دادن آن ها به منزله­ی از دست دادن بخش مهمی از سرمایه­ی شرکت است. از همین رو "Welch" و همسر جوانش را برای گردش در خارج از شهر دعوت کرد و در یک هفته گفتگوی چهار ساعته توانست او را قانع سازد تا از تصمیمش منصرف گردد. او به "Welch" قول داد که شرایط را به گونه ای مهیا سازد که گویا او به دور از بوروکراسی، ادارات و شرکتهای بزرگ تنها برای شرکتهای کوچک تحت فرمان یک کمپانی بزرگ کار می کنند و بدین ترتیب تمامی این رفت و آمدهای وقتگیر اضافی برای انتقال نظرات و تصمیمات برای او برداشته خواهد شد.

 به دنبال این جریان، "Welch" با عزمی جدی تر به کار بازگشت و به کمک "Gutoff" توانست پله های ترقی را به سرعت طی نماید. او ابتدا با به کارگیری روش نوین و مبتکرانه­ی بازاریابی محصولات جنرال الکتریک را به طرز شگفت آوری ارتقا داد و از همین رو نام و اعتبار خاصی در کمپانی به دست آورد. سپس در سال ۱۹۷۲ به سمت معاونت یکی از بخشها، در سال ۱۹۷۷ مدیریت آن بخش، در سال۱۹۷۹ یکی ازاعضای هیأت مدیره و سرانجام در سال ۱۹۸۱ به عنوان جانشین "Reginald Jones" و جوان ترین مدیر کل کمپانی عظیم جنرال الکتریک منصوب شد.

در طول فعالیت ۲۰ ساله او در این سمت، جنرال الکتریک پیشرفتی بی سابقه ای را در خود مشاهده کرد، به طوری که فروش محصولات آن از ۱۲ میلیارد دلار در سال ۱۹۸۱ به ۲۸۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۱ افزایش یافت. تعداد بسیاری از کارشناسان موفقیت "Welch" را مدیون توانایی او در مدیریت و به کارگیری تکنیک های فوق العاده مؤثر می دانند. او به سادگی می دانست که چطور افکار و اهدافش را به تک تک افراد از بالاترین رده تا پایین ترین رده­ی شرکت انتقال دهد. او اعتقاد داشت که مدیران ارشد شرکت به جای نصب انواع و اقسام اطلاعیه های مختلف در تابلو اعلانات و یا ابلاغ نظراتشان توسط بوروکراسی طولانی و خسته کننده اداری، می بایست از شیوه­ی " تکرار" استفاده نمایند. به باور او این مسأله باید به گونه ای انجام شود که اهمیت اهداف و مقاصد و یا دستورات جدید بایستی به خانه­ی کارکنان نیز کشیده شود و آن ها سر سفره­ی شام با خانواده نیز درمورد آن صحبت نمایند.

در نظر او اگر در ذهن کارکنان، شرکت از شکل یک راهرو دراز و پر پیچ و خم با موانع متعدد برای رساندن خبر از جایی به جای دیگر به یک سوپر مارکت بزرگ تشبیه شود، دیگر تمامی اتلاف وقت و انرژی در این سیستم اداری از بین خواهد رفت. اگر تمامی بخشها همچون قفسه های سوپر مارکت در کنار هم و در معرض تماس دیگران قرار گیرند، نه به سیستم کاری آن ها لطمه ای خواهد خورد و نه دخالت و نا هماهنگی در انجام امور پدید خواهد آمد، علاوه بر این ها تماس طولانی مدت همه با یکدیگر سبب خواهد شد تا مطالب مورد نیاز کمپانی بارها و بارها دهان به دهان تکرار شده و در ذهن همگان نقش بندد. به کارگیری این روش غیر معمول سبب شد تا کارکنان همگی خود را جزئی از کل بدانند و تماس های روزمره آن ها با مدیران ارشد کمپانی، نوعی اعتماد به نفس و وابستگی عاطفی به جنرال الکتریک در آن ها پدید آورد و این گونه شد که در مدت ۲۰ سال این کمپانی چنان رشدی کرد که قوی ترین مدیران دنیا از عهده­ی آن بر نمی آمدند.

اگرچه در سال ۲۰۰۱، "Welch" از سمت خود بازنشسته شد، اما توان علمی و مدیریتی او به حدی است که حتی در سن و سال فعلی نیز قریب به ۵۰۰ کمپانی او را به عنوان مشاور و راهنما در کنار خود دارند و از تکنیک های خلاق او سود می جویند.

 

 منبع : ماهنامه خبری بانک سامان

لینک
   نقش بازیهای مدیریتی در آموزش مدیریت   

 

از دیگر برنامه های کنفرانس مدیریت، کارگاه " نقش بازیهای مدیریتی در آموزش مدیریت " بود که توسط آقای دکتر انصاری رنانی از دانشگاه علامه طباطبایی ارائه گردید. ایشان روشها و فنون آموزش را به سه دسته : سخنرانی ، بحث گروهی و شبیه سازی تقسیم نمودند. بازیهای آموزشی در زمره روشهای شبیه سازی است.

بازیهای آموزشی در چه زمانی مناسب است؟ ایشان در پاسخ به این سوال ، بهترین زمان را در فاصله 20 الی 40 دقیقه( بسته به افراد شرکت کننده )پس ازشروع آموزش عنوان نمودند.ایشان ضمن بیان تفاوت بین play  و Game که هر دو به عنوان بازی در فرهنگ زبان فارسی استفاده شده است ، به دسته بندی انواع بازیها پرداختند که به سه دسته تقسیم می شوند:

بازی فقط برد: در این بازی فرد فقط به برد خود فکر می کند.

بازی معامله : در این بازی نیم نگاهی به برد طرف مقابل هم وجود دارد.

بازی برد – برد : در این بازی هر دو می برند.

بازیهای مدیریتی از نوع برد - برد هستند. ایشان بازیهای مدیریتی را به دوازده دسته به شرح ذیل تقسیم کردند:

بازیهای طبیعی، بازی با طناب، بازی با توپ، بازیهای کاغذی، بازی با سکه، بازی با کبریت، بازی معما، بازی با نقاشی، بازی با ریاضی، بازیهای ادراکی، بازی ایفای نقش و بازیهای متفرقه.

همچنین وی در طول کارگاه سه بازی با کاغذ، توپ و طناب را ارائه دادند. در انتهای کارگاه ، وی قابلیتهای بازیهای آموزشی را به شرح ذیل تبیین نمودند:

1- به عنوان یک شیوه آموزشی ساده.

2- یادگیری در سطحی بالاتر و عمیقتر از دانش.

3- یادگیری همراه با عمل.

4- انتقال سریع مفهوم در برخی مفاهیم پیچیده.

5- ماندگاری مفاهیم انتقال یافته به دلیل استفاده از " دیدن " در کنار " شنیدن ".

6- قابلیت انتقال مفاهیم در مجموعه ای همگن و غیر همگن.

7- یادگیری و مهارت آموزی " بازی و بازی کردن".

8- زمینه سازی و تمرین خلاقیت و نوآوری با صرف هزینه و وقت کم.

9- ایجاد نشاط و رفع خستگی همراه با آموزش.

10- جلب توجه حضار در فضای آموزشی و غیر آموزشی.

 

ضمنا کتابی تحت عنوان " بازیهای آموزشی برای سازمانهای یادگیرنده " توسط ایشان ترجمه و توسط سازمان مدیریت صنعتی در سال جاری به قیمت 30000ریال به چاپ رسیده است. علاقمندان می توانند به کتاب مذکور مراجعه نمایند.

 

لینک
   کنفرانس بین المللی مدیریت(ادامه ...)   

 

از دیگر برنامه های کنفرانس مدیریت ، سخنرانی آقای دکتر دانش جعفری وزیر سابق اقتصاد با عنوان " اصل 44 و خصوصی سازی با نگاهی به سند چشم انداز" بود. ایشان هدف از سیاستهای اصل 44 قانون اساسی را بالا بردن رشد اقتصادی کشور و تولید ثروت اعلام نمودند . همچنین ایشان متوسط رشد اقتصادی کشور از سال 68 تا 85 را 2/5 درصد عنوان کردند که به گفته وی، این مقدار رشد ما را به اهداف سند چشم انداز نمی رساند. چرا که بر اساس برآورد قبلی می بایست متوسط رشد اقتصادی کشور حداقل 8 درصد باشد.

ایشان متوسط رشد اقتصادی ایران طی چهار برنامه قبلی کشور در 5 بخش اقتصاد، خدمات، کشاورزی، صنعت و ساختمان را به شرح ذیل عنوان کردند:

 

برنامه

اقتصاد

خدمات

کشاورزی

صنعت

ساختمان

اول

7/5

6/6

6/4

9/5

3/9

دوم

3/3

4/2

2/2

6/8

1/8

سوم

5/5

4/6

4/4

11/2

3/3

چهارم

5/9

6

7

8/3

4/1

 

به زعم ایشان با توجه به موارد فوق، بخش خدمات و کشاورزی به نسبت رشد ثابتی داشته اند . احتمالا دلیل آن حضور بخش خصوصی در این دوره است و در جاهایی که بخش خصوصی فعالتر بوده ، سرمایه گذاریها و ثبات روند سرمایه گذاری بیشتر بوده است. 

ایشان مهمترین چالشهای اجرای اصل 44 قانون اساسی را به شرح ذیل عنوان نمودند:

1- عمده سهام در واگذاریها در بخش سهام عدالت وشرکتهای عمومی است که در اختیار دولت می باشد.

2- مدیریت بنگاههای واگذار شده کماکان در دست دولت است.

3- کاهشی در بودجه شرکتهای دولتی مشاهده نمی شود.

4- حجم سرمایه گذاریهای جدید در بخش دولتی به مراتب بیشتر از واگذاریهاست.

5- حرکت همه جانبه به سمت آزاد سازی وجود ندارد.

6- حجم بودجه عمومی کماکان در حال افزایش است. منابع حاصل از واگذاریها نیز متاسفانه در جهت تامین بودجه دولت بکار گرفته شده است.

7- در اجرای اصل 44 ، توانمند سازی بخش خصوصی به خوبی پیش نمی رود.

 

لینک
   حذف کلمه فراگیر و ارزش مدرک تحصیلی این دوره ها   

در تاریخ  پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۷

رئیس دانشگاه پیام نور گفت: عنوان فراگیر از مدارک دانشگاه پیام نور حذف شده است و یک مدرک به تمام دانشجویان دانشگاه پیام نور داده می‌شود که این مدرک ارزش بین‌المللی دارد. محمد حسینی در گفت‌وگو با فارس افزود: دانشگاه پیام نور به دو صورت آزمون سراسری و فراگیر دانشجو پذیرش می‌کند .

ایرنا ‪۸۶/۰۵/۱۰ به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، دکتر " علیرضا علی احمدی" روز چهارشنبه در نشست خبری با خبرنگاران گفت: ....................

علی احمدی همچنین از حذف کلمه فراگیر از مدارک تحصیلی دانشجویان دوره های فراگیر خبرداد و گفت: مدرک فارغ التحصیلی دانش آموختگان دوره‌های فراگیر و دوره‌های غیر فراگیر دارای ارزش یکسان بوده و تفاوتی باهم ندارد.................

http://www.turkmenstudents.com/modules/news/article.php?storyid=4171

 

NN
لینک
   کنفرانس بین المللی مدیریت ( ادامه...)   

 

یکی دیگر از سخنرانان کنفرانس بین المللی مدیریت، آقای دکتر روستا بودند. سخنرانی ایشان در خصوص استراتژیهای نوین بازاریابی بود . از نظر ایشان، ظرفیت زیادی که در جهان امروز وجود دارد، یک نوع رقابت شدید را در بازار بوجود آورده است. امروزه مشتری کمیاب شده است و مشکل اصلی در نبود آن است بنابراین رقابت زیاد شده است.

پنج استراتژی نوین که بنا به گفته ایشان برای اولین بار در کشور مطرح می شود به شرح ذیل است:

 

1- استراتژی بازاریابی چابک

عبارتست از دیده بانی و جستارگرایی دائمی و هوشیارانه تحولات در محیط متلاطم و غیر قابل پیش بینی و شناسایی زود هنگام فرصتها و نیازهای جدید و پاسخگویی به آنها با واکنش چالاک و چابک.

عناصر مورد نیاز : سازمان چابک، نظام هوشیار تحولات محیطی، بازاریابی دانش محور ، شایستگیهای اساسی، قابلیت تجدید ساختار، بهبود در کیفیت و قابلیت اطمینان.

 

2- استراتژی ناب

پیشگیری و پاکسازی پایدار بازاریابی و فروش از عوامل بازدارنده، کند کننده و زیانبار . هدف حذف هر گونه عامل بازدارنده است.

عناصر مورد نیاز: تفکر ناب، نظام پایش، پیشگیری و پیگیری اتلافهای بازاریابی و فروش، استفاده از تکنیکهای شش سیگما، تئوری محدودیت و ...، بهبود مستمر فرایندها ، ارزش آفرینی برای مشتریان از طریق کیفیت بالا و هزینه کم و تحویل به هنگام.

 

3- استراتژی بازاریابی نامحسوس

تشخیص و تجهیز انواع داراییها و سرمایه های پنهان و معنوی بازاریابی و فروش و استفاده درست از آنها .

عناصر مورد نیاز : حساسیت به نامحسوسهای بازاریابی ، نظام پویش سنجش و پرورش منابع . عوامل نامحسوس عبارتند از ارزش شناسه(برند)، ارزش منزلت و جایگاه بازار، ارزش مشتری، حقوق معنوی، دارائیهای معنوی، خدمات فراگیر ، بازاریابی فراگیر و گروههای همکار.

 

4- استراتژی بازاریابی ارزشی

عبارتست از کشف، تامین، ارائه و تقویت ارزشهای مورد نیاز مشتریان.

عناصر مورد نیاز : فرهنگ و روحیه مشتری مداری و ارزشمندی مشتری، رفتارشناسی بازار و مشتریان، شبکه یابی و شبکه سازی، نظام تحقیقات و اطلاعات بازار، الگوبرداری و الگو شناسی، بازاریابی خلاق و مدیریت ارتباطات فراگیر.

 

5- استراتژی بازاریابی ممتاز

استفاده از شیوه، تکنیکها و الگوهای اثربخش و ثمربخش سنتی و نوین برای دستیابی به بیشترین بهره وری بازاریابی و دستاوردی ممتاز.

عناصر مورد نیاز : روحیه و تفکر کمال جویی، مدیریت و بازاریابی یکپارچه، بازاریابی همگانی، بازمهندسی فرایندها، بازاریابی دستاوردی و مدیریت منابع داده ها.

 

لینک
   کنفرانس بین المللی مدیریت   

 

دوستان، همانطور که استحضار دارید ششمین کنفرانس بین المللی مدیریت از تاریخ 30 آذر الی 2 دی ماه در مرکز همایشهای بین المللی رازی تهران برگزار گردید. با توجه به اینکه فرصتی دست داد که در این کنفرانس شرکت نمایم، لذا سعی براین است که چکیده ای از برخی کارگاهها و سخنرانیهایی را که در آن حضور داشتم را بصورت مختصر در سایت قرار دهم . امید اینکه که مورد استفاده قرار گیرد.

 

در ابتدا به یکی از سخنرانیهایی روز اول همایش مربوط به آقای پروفسور ریموند رخشانی از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی اشاره می شود . سخنرانی ایشان در خصوص مشکلات و مباحث مربوط به رشته MBA در جهان بود.

 

وی مشکلات مذکور را در سه بخش تحلیل نمودند: 1- گزینش دانشجو  2- محتوا    3- ورود به شغل

 

گزینش دانشجو: پایین بودن استعداد افراد گزینش شده، نداشتن معیار برای گزینش و نداشتن تجربه کاری را از جمله مشکلات این بخش عنوان کردند. به زعم ایشان افراد جوان برای اینکه بخواهند درآمد بالا داشته باشند و سریع به پول برسند این رشته را انتخاب کرده اند. برخی نیز بدنبال بدست آوردن پست و سمت هستند.

 

محتوا: وجود معلمان بدون تجربه و فاقد صلاحیت ، نیمه وقت بودن معلمان و کوتاه شدن طول دوره ها را از جمله مشکلات مربوط به محتوای دوره ها عنوان نمودند. ایشان تاکید داشتند که طول دوره ها قبلا دو سال بود درحالیکه در حال حاضر به چند ماه رسیده است. در فرانسه اصطلاحی است که می گوید دوشنبه بیا یاد بگیر سه شنبه برو بیرون! در امریکا نیز طول این دوره ها به دو هفته کاهش یافته است. بنابراین بحث صلاحیت زیر سوال می رود و این یعنی کالایی کردن مدارک MBA.

 

ورود به شغل: وی در این خصوص بیکاری برخی فارغ التحصیلان این رشته و پایین آمدن حقوق دریافتی فارغ التحصیلان و عدم اعتماد صنعت به فارغ التحصیلان جدید را از جمله مشکلات این بخش می داند. سابقا این رشته جذاب بود و صاحبان صنایع فارغ التحصیلان این رشته را غربال شده می دانستند در حالیکه در چند سال اخیر به دلیل پایین آمدن کیفیت تحصیلی بین مدیران این صنایع بدبینی بوجود آمده است.

 

سپس به ارائه راهکارها در این زمینه پرداختند. ایشان سه راهکار را پیشنهاد دادند:

 

بالا بردن کیفیت: باید نسبت به بالا بردن کیفیت این دوره ها از طریق استفاده از مدرسین تمام وقت و دانشجویان با استعداد و با تجربه و همچنین تبدیل متخصصان MBA به رهبران مدیریت اقدام کرد. ایشان فرایند رهبر شدن را بدین صورت تبیین کردند: متخصص MBA            مدیر            رهبر

 

تدوین قوانین واستاندارد: نیاز به وجود یکسری استانداردها و قوانین در این بخش وجود دارد. بدین منظور می بایست کلوپی از مدارس عالی مشخص شود تا بین خودشان نسبت به تدوین مدل یا قانون در این زمینه اقدام نمایند.

 

اعتبار دهی به فارغ التحصیلان: امروزه تاثیر رهبران کسب و تجارت بر روی رفاه هزاران کارمند و مشتری وجود دارد. بنابراین متخصصین MBA باید رفتارهای خود را بهبود دهند تا بتوانند رهبری کنند. توسعه رهبران آینده وظیفه ماست.

 

ادامه دارد...

 

لینک
   فورد   

 

از فورد میلیاردر معروف آمریکائی و صاحب یکی از بزرگترین کارخانه های سازنده انواع اتوموبیل در آمریکا پرسیدند:

اگر شما فردا صبح از خواب بیدار شوید و ببینید تمام ثروت خود را از دست داده اید و دیگر چیزی در بساط ندارید، چه می کنید؟

فورد پاسخ دهید:

« دوباره یکی از نیاز های اصلی مردم را شناسائی می کنم و با کار وکوشش، آن خدمت را با کیفیت و ارزان به مردم ارائه می دهم و مطمئن باشید بعد از پنج سال دوباره فورد امروز خواهم بود.»

 

برگرفته از ماهنامه نفت پارس شماره 33

لینک